روابطی که از روی نیاز شکل میگیرن خیــــــــلـــــــــــی بعیده که در آخر به ایده آل برسن!
مسلماً ترس از تنهایی ، نیاز فیزیکی، نیاز به پایی برای وقت گذرانی و .... معیار دوستی به حساب نمیان؛
بعضی به خاطر بوجود آوردن رابطه (حتی اگه بر پایه ی چنین چیز هایی باشه) معیار های واهی ای رو میارن وسط که خودشون یا طرف رو گول بزنن. این خیلی مشکل زا میشه!
من اخیراً دارم واهی ها رو تمیز میدم!:)
شنبه، دی ۲۵
دوشنبه، اسفند ۱۰
همان عبارت معروف
کارای مهم رو زور زورکی به فراموشی می سپرم و با اینکه میدونم سرم به شدت در آینده ی نزدیک به سنگ می خوره بازم خودم رو به خریت می زنم
و حالا خیال نکن که کار هیجان انگیز میکنم یا کیف دنیا رو میکنم! نه!!!! همه ش مزخرف!
پشت پا می زنم به زندگی و بختم آخرشم به گدایی گوشه خیابون می افتم!که چی؟! که عشقم نکشیده همت را استوار کنم و یا همون عبارت معروف!
و حالا خیال نکن که کار هیجان انگیز میکنم یا کیف دنیا رو میکنم! نه!!!! همه ش مزخرف!
پشت پا می زنم به زندگی و بختم آخرشم به گدایی گوشه خیابون می افتم!که چی؟! که عشقم نکشیده همت را استوار کنم و یا همون عبارت معروف!
از نیاز های من
دلم میخواد دیده بشم...مورد توجه باشم! تمام این توییتر و فیس بوک و بلاگ و زنگ و اس ام اس بهانه ست
شاید اگه یکی پیدا شه که اون یه عالمه توجهی که من میخوام رو بهم بده شاید دست از سر کچل اینا برداشتم
اما نیاز به توجه سیری ناپذیره؟
نیاز به تصدیق و نوازش رو هم اضافه کنید
شاید اگه یکی پیدا شه که اون یه عالمه توجهی که من میخوام رو بهم بده شاید دست از سر کچل اینا برداشتم
اما نیاز به توجه سیری ناپذیره؟
نیاز به تصدیق و نوازش رو هم اضافه کنید
یکشنبه، اسفند ۹
زور گو
من همه ش با دوستام مشکل دارم...
دلم می خواد عاشقم باشن و من رو بی اشکال ببینن
دلم می خواد بی شیله پیله باشن
دلم می خواد همه چی و همه چی شون رو بی حد و مرز به من ارزانی دارند
دلم میخواد مواظبم باشن و تو سختی ها سنگرم باشن و تو کارا و ضعفام کمکم کنن
دلم میخواد وفادار باشن...خیلی وفادار
دم می خواد خیلی بفهمن
اما آدما توی دوستی بهتره که خودشون باشن و ما آدما تو رفاقت اینجوریا نیستیم...چرا شو نمیدونم... اما میدونی ، بعضی هام هستن که همه ی این خصوصیات رو دارن و به دل آدم نمی چسبن... انگار می خوان طناب ببندن دور خر آدم!
حتی خودمم اهل این مدل دوستی نیستم
اما این توقعات از لوس بودنم میاد...قوی نیستم که ایرادای آدما رو بفهمم.درکشون کنم.....قوی نیستم که آدمها رو آزاد بذارم...اهل ریسک نیستم...شاید می ترسم ضربه بخورم و دوست دارم دوست یه ضربه گیر باشه
دلم می خواد عاشقم باشن و من رو بی اشکال ببینن
دلم می خواد بی شیله پیله باشن
دلم می خواد همه چی و همه چی شون رو بی حد و مرز به من ارزانی دارند
دلم میخواد مواظبم باشن و تو سختی ها سنگرم باشن و تو کارا و ضعفام کمکم کنن
دلم میخواد وفادار باشن...خیلی وفادار
دم می خواد خیلی بفهمن
اما آدما توی دوستی بهتره که خودشون باشن و ما آدما تو رفاقت اینجوریا نیستیم...چرا شو نمیدونم... اما میدونی ، بعضی هام هستن که همه ی این خصوصیات رو دارن و به دل آدم نمی چسبن... انگار می خوان طناب ببندن دور خر آدم!
حتی خودمم اهل این مدل دوستی نیستم
اما این توقعات از لوس بودنم میاد...قوی نیستم که ایرادای آدما رو بفهمم.درکشون کنم.....قوی نیستم که آدمها رو آزاد بذارم...اهل ریسک نیستم...شاید می ترسم ضربه بخورم و دوست دارم دوست یه ضربه گیر باشه
شماتت
یه وقتایی یه کارا و حرفایی می زنم که بعدش از خودم بدم میاد و خجالت می کشم که چقدر احمقم و چقدر خامم! و حتی به خودم این اعتماد رو ندارم که فکر کنم دیگه این کارو نمی کنم یا این حرف رو نمی زنم.
این کارا و حرفامم به دو گروه تقسیم میشه:
یک- به ضرر خودمه
دو- طرف و یا کلن آدمها برداشت جالبی نمی کنند
این کارا و حرفامم به دو گروه تقسیم میشه:
یک- به ضرر خودمه
دو- طرف و یا کلن آدمها برداشت جالبی نمی کنند
اشتراک در:
پستها (Atom)
