یکشنبه، دی ۱۳

اینکه آدمها همیشه نباید اونجوری باشن که من می خوام، چیزیه که فکر کنم هیچ وقت یاد نخواهم گرفت!

رنج.....

اکسیری که وا میدارد ما را

تا کتابها کتاب بنویسیم

سطر ها سطر بسراییم

و خاکستر خاکستر بسوزانیم.... نادانیِ هستیِ خویش را!

یکشنبه، شهریور ۱

سال

انگار همین چند ساعت پیش بود، حتی بو ها و صدا هاشون رو هنوز، زنده،حس می کنم.چی می شه که اینجوری میشه؟ یعنی تو این مدت اصلا زندگی نکردم؟ !

شنبه، مرداد ۳۱

تقلا؟

این تنهایی چه هیزم تری به ما فروخته که به خاطر نیومدنش حاضریم پای هر مرد و نامردی رو به زندگیمون باز کنیم؟!

جمعه، مرداد ۳۰

قوانین من II


Plans


بازی و تماشا

یا باید آوازی خواند و رفت و یا باید منتظر ماند، آواز خواندن و منتظر ماندن باهم جور در نمی آیند