پنجشنبه، مرداد ۸

لُخت

از اینکه قرار باشه جلوی یه عالمه آدم لخت مادر زاد بشم خجالت میکشم،مخصوصا اگه بین اون جمعیت یه سری آدم هیز* یا خر مذهب وجود داشته باشن! اما هرچی بیشتر این لخت شدن رو ادامه بدم خجالتم کمتر میشه.
اما وقتی قرار باشه جلوی حتی یه نفر و حتی با جنبه ترینشون؛شخصیتمو افکارمو رو کنم و لخت کنم اولش خجالت نمیکشم اما هر چی بیشتر اینکار رو می کنم وحشت و خجالت بیشتر سراغم میاد،دلیلشو حدس بزنید!
*هیز رو چجوری می نویسن؟
وقتی بعد از یه مدتی بر میگردم سر جای خودم،اول از همه دلم واسه دستشویی ام تنگ شده و بعدش برای اینترنت:)

یه وقتایی می شه که بعضی چیزا فقط و فقط تو رو یاد آدما و موقعیت های خاصی میندازن، این خوراکی خوشمزه هم منو یاد یه دوست خیلی خوبم میندازه...فقط و فقط :)

جمعه، تیر ۲۶


فرهنگ هر شهر و دیاری مثل هوای اون شهره!

اگه هوای شهر آلوده و مریض باشه نمیتونی بگی که ریه های تو از اون آلودگی پر نیست! حتی اگه تمام مدت ماسک به صورتت باشه!!!یعنی واقعا می تونه تمام مدت ماسک روی صورتت باشه؟! و تو چه بخوای و چه نخوای فرهنگ دیارت هم توی تو و رفتارت رسوخ میکنه!حتی اگه به خیال خودت خیلی فهمیده تر و روشنفکر تر از جامعه ات هستی!
دختر ها بر دو نوع هستند؛










نوع اول: بزرگترین هدف زندگی او بدست آوردن مردی متمول و پولدار است که ترجیحا زیبایی ظاهری مناسبی نیز داشته باشد و بتواند بشدت برای او پول خرج کند؛ مهمترین وسیله برای رسیدن به هدف زیبایی چهره و اندام و انجام حالاتی برانگیزاننده و دلبرانه است.او در این راه از هیچ چیز فروگزار نخواهد کرد و دیگران به گونه ای رقیب شناخته میشوند.
نوع دوم:این گروه بر این باورند که برای بزرگترین هدف موضوعات جالبتری میتوان انتخاب کرد!

Photo:Ruth Fremson/The New York Times
In an honors philosophy/literature class,in a discussion of “Man’s Search for Meaning.”

چهارشنبه، تیر ۲۴

درباره ی...


… مدرسه، خوابهای مرا قیچی کرده بود . نماز مرا شکسته بود . مدرسه، عروسک مرا رنجانده بود . روز ورود، یادم نخواهد رفت : مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند . خودم را تنها دیدم و غریب … از آن پس و هربار دلهره بود که به جای من راهی مدرسه می‌شد….
(اتاق آبی)
...بقال سر گذر گفت : نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید. مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم،بی آنکه خدایی داشته باشم …
از معلم کلاس اولش چنین می‌گوید : … آدمی بی رویا بود. پیدا بود که زنجره را نمیفهمد. در پیش او خیالات من چروک می‌خورد…
(هنوز در سفرم)
… جهان آسوده خوابیده است، فروبسته است وحشت در به روی هر تکان، هر بانگ چنان که من به روی خویش …
(مرگ رنگ)
سهراب سپهری

to see more artworks of Sohrab click on the link:http://www.asheghoone.com/?p=98

فیلم،دو



  • "The first rule of Fight Club is: you do not talk about Fight Club. The second rule of Fight Club is: you do NOT talk about Fight Club. Third rule of Fight Club: someone yells stop, goes limp, taps out, the fight is over. Fourth rule: only two guys to a fight. Fifth rule: one fight at a time, fellas. Sixth rule: no shirts, no shoes. Seventh rule: fights will go on as long as they have to. And the eighth and final rule: if this is your first night at Fight Club, you have to fight." -Tylor Durden
  • "I look like you want to look. I fuck like you want to fuck. I am smart, capable and, most importantly, I am free in all the ways that you are not!" -Tylor Durden
  • "If you wake up at a different time, in a different place, could you wake up as a different person?" -The Narrator
  • "After fighting, everything else in your life got the volume turned down. You could deal with anything." -The Narrator
  • "I see all this potential, and I see squandering. An entire generation pumping gas, waiting tables; slaves with white collars. Advertising has us chasing cars and clothes, working jobs we hate so we can buy shit we don’t need. We’re the middle children of history, man. No purpose or place. We have no Great War. No Great Depression. Our Great War’s a spiritual war… our Great Depression is our lives. We’ve all been raised on television to believe that one day we’d all be millionaires, and movie gods, and rock stars. But we won’t. And we’re slowly learning that fact. And we’re very, very pissed off." -Tylor Durden
  • "Things you own end up owning you" -Tylor Durden