یکشنبه، اردیبهشت ۲۷

صبوری کن صبوری کن صبوری!

همه چی که قرار نیست به وفق مراد باشه همیشه!!!

شنبه، اردیبهشت ۱۲

درونم جسم کوچک لرزانی میدردد و من نمی دانم دردش چیست
یه لقمه غذا می خورم یه قلپ غصه...غذا غصه غذا غصه...قلپ قلپ قلپ ...من نمی دونم این دریایی که قلپ به قلپ دارم توش غرق می شم از کجا اومده فکر کنم شروعش از جمع شدن چند قطره بوده باشه

جمعه، اردیبهشت ۱۱

خیلی به حرفای آدما توجه می کنم!غافل از اینکه این حرفا می تونن صدتاشون یه غاز باشن! یه دوستیم می گفت انگار که ما همه اس تو بقیه دنبال تأیید شدنیم،بیشتر از اینکه به فکرای خودمون راجع به خودمون اهمیت بدیم!
همیشه فکر می کنم سازشکار و مهربون بودن و ملاحظه ی بقیه رو کردن کار خوبیه!یا حتی دل بستن!!!در حدی که دیگه نمی تونم کنترلش کنم!!!اما همین خصوصیات خوبم می تونن بشن خاری به دلم!یغه ی هیچکیم نمیتونم بگیرم!می گن چشمت کور می خواستی نکنی!!به ما چه؟؟
راستی یقه با چه غ ایه؟؟
همه ی آدما اول از همه به فکر خوشی و راحتی خودشونن و اکثرشون فدا کردن دیگران در این راهبراشون مهم نیست!!!پس بازیچه نشو!!!اگه یاد گرفتم!!!این دل من بهره ی هوشی(همون آی کیو) یک مگس دریایی رو هم نداره!بنده خدا!

گذشته های سارا- هشت

مشکلات میان و میرن...انقدر میان و میرن تا تو ازشون درس بگیری..پس از اومدن و رفتنشون نباید ناراحت شد؛اما نباید این درسارو هی رد شد!سعی کن قبول بشی توشون!!این یعنی رشد!بعضی موقعا این درسا رو فراموش می کنم و باز سراغم میان خیلی جالبه!اما اگه توشون قبول نشی خیلی از موفقیت ها رو هم از دست میدی!!!

چهارشنبه، اردیبهشت ۹

27 april 2007

من فکر میکنم ما آدما پر از گره های کوچیک و بزرگیم و بزرگ بودنمون بسته به اینه که کدوم گرهو کجا باز کردی

5june 2007

chera nagozarim adamha yek raaze doostdashtani baaghi bemanand????!!!